بنام عالم غیب
سلام دوستان.
اگر خدا بخواهد می خواهیم در رابطه با "عالم غیب" بحث کنیم و انشاءالله به نتیجه خوبی برسیم.
منظور از عالم غیب در اینجا عالمی است در این دنیا که از آن حس فیزیکی نداریم ولی گاهی اتفاقاتی عجیب برایمان می افتد که احساس مان بر وجود عالم نهانی در این دنیا تقویت می شود(مثل رویا دیدن در خواب یا...)
مطلب بسیار شیرین و در عین حال ترس آوریست.
ترس از این جهت که به عظمت خدای دانا پی می بریم...
هر کدام از شما که مشاهدات عینی دارد یا از منابع معتبر مطلبی دارد در این باره که باعث روشن شدن موضوع برای دوستان می شود...بسم الله
----------------------------------------------------
گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف دیوار.آن طرف،حیاط خانه خداست.
مدام در می زنم و می گویم دلم در حیاط خانه شما افتاده،می شود آن را به من پس بدهید؟
کسی جوابم را نمی دهد اما همیشه دستی دلم را می اندازد این طرف دیوار.
من این بازی را دوست دارم و آنقدر ادامه می دهم تا بگویند خودت بیا و دلت را ببر.
من می روم آن طرف دیوار ولی دیگر برنمی گردم.....
بنام خداوند سبحان
صف آیات 2و3):ای مومنان چرا چیزی که می گویید،بدان عمل نمی کنید؟ نزدخدا ناپسند است که چیزی را بگوئید و بدان عمل نکنید.
حرف با عمل باید رابطه تنگاتنگی داشته باشد.
حرف های خوب،خبر از جامعه ایده آل و پاکیزه و.... زیباست و یک ارزش است ولی بدون عمل ممکن است یک ضد ارزش شود.
آنهایی که خبر از اسلام ناب می دهند و می گویند اگر فلان کار را کنیم جامعه اصلاح می شود و پای منبر گوش مردم را برای خود می گیرند و حتی به اندازه دانه خردلی در جهت رسیدن به آن آرمانی که ترسیم کرده بودند،تلاش نمی کنند و مفت مفت می خورند،به نظرتان مستحق چیستند؟ آیا خدا از این دوگانگیشان به خشم نمی آید؟ آیا آنها مستحق پاداشند؟!
اینکه خود من بقیه را بسوی نور بخوانم و بگویم مثلا انفاق کنید یا اینکه امر به معروف و نهی از منکر کنم و در عمل این را نشان ندهم،آن موقع است که مستحق خشم خدا هستم.می دانید چرا؟
چون کسانی که به حرف های من گوش داده اند و کارهایی که به آنها گفته ام انجام داده اند،هنگامی که می بینند خود من علاقه ای به انجام آن کارها نشان نمی دهم،دلسرد می شوند.
ولی ظاهرا این وبلاگ جولانگاهی برای حرف های خوب است و شما خوانندگان نمی توانید عمل کردن من را ببینید و کنترل کنید!.
بدرود.



